تعداد نظر۱
جالب است ۱
بدترین نوع مافیا همان مافیای خواب است. یعنی در دام عینک بدبینی افتادن و واقعیت ها را ندیدن! و یا بادانش و اشراف اطلاعاتی اندک از موضوعات، و اعتماد به نفس کاذب بیش از حد، منفی بینی و منفی بافی را توجیه کردن. این مثل زمینه سازی برای مرگ موجود زنده با ناخن گیر است. خیلی باید مراقب بود تا در این دام نیفتاد. پدران و مادران و اجدادامان چند هزار سال تجربه حفظ این مرز و بوم را برای ما در قلب مان نگاشته اند. باید مراقب بود، بصیرت بخرج داد و دقت کرد که گول خبرهای منفی را به سادگی نخورد و فهمید دوست و دشمن واقعی در جامعه کیست تا اسیر مافیای واقعی، یعنی مافیای خواب نشویم.
«مافیای خواب» یا «کشتن با هزاران گاز ناخن گیر!»  (به قلم: دکتر محمدتقی منصوری کیا)
به گزارش کبنا نیوز، دکتر محمدتقی منصوری کیا در یادداشتی نوشت: کسی که خود را به خواب زده نمی‌توان با صدای ساز و دهل هم بیدار کرد! مدت هاست که با کلمه مافیا آشنا شده ایم. سالهاست که در صدا و سیما و فضای مجازی می‌شنویم: مافیای آب، مافیای سکه، مافیای سوخت، مافیای شکر و ... برای هر کلمه ای که با امنیت ذهن و روانی مردم سر کار دارد میتوان یک مافیای واقعی یا صوری متصور شد. البته سوءاستفاده از قدرت، ثروت، جایگاه شغلی یا موقعیت های اجتماعی، سیاسی، و حتی مذهبی در طول تاریخ بشریت همواره وجود داشته و خواهد داشت. در جای جای تاریخ هر جا اضلاع سه گانه زر و زور و تزویر در جوامع بشری کنار همدیگر شکل و شمایلی پیدا کرده اند امکان استثمار و استحمار جوامع فراهم شده است.

تاریخ به ما درس می‌دهد که بردن جنگ‌ها یا استثمار و استحمار تنها با زور شدنی نیست، حیله هم لازم است. در جنگ تروا کاری که جملات با محبت و اشک‌های سینون برای وارد کردن اسب چوبین به داخل شهر نمود و سبب فتح شهر توسط یونانیان گردید با ده سال محاصره شهر با لشکر پر دبدبه و کبکبه انجام نشده بود! در حالی که طبق پیشنهاد عقلای شهر می‌بایست اسب چوبین سوزانده می‌شد. اما اعتماد به فریب، شهر را به باد داد.

مافیای خواب یعنی خوبی‌ها را ندیدن و باور نکردن و تنها بدی‌ها را باور کردن، گفتن، شنیدن و بازنشر دادن! سوی تزویر بسیار خطرناک تر از سوی زر و زور است.

نهج البلاغه گویای این حقیقت تلخ است که امام علی (ع) آنچنانکه از خوارجی به ظاهر مصلح در رنج بود که از کفار نبود. در دوره زمانداری آن بزرگوار مرد تاریخ، حتی بعضی از فرمانداران ایشان در خفا با معاویه بیعت کرده و ستون پنجم شامیان در قلب سرزمین های اسلامی بودند! چند جاسوس بسیار مهم و معروف به دام افتاده در زمان جنگ سرد در کوبا و یوگسلاوی سابق (خصوصا دبیر هیئت وزیران در زمان تیتو) در چند چیز مشترک بودند.

اولا: بسیار دیر شناسایی شدند.
دوماً: اغلب در مناسب حاکمیتی، دانشگاهی و یا موقعیت های اجتماعی منصب یا موقعیتی کسب نموده بودند.
سوماً: هیچگونه خطا یا سرنخی از ارتباط خودشان یا خانواده و دوستانشان با عوامل امنیتی و اطلاعاتی غرب وجود نداشت.
چهارماً: در عزل و نصب افراد و کم و کیف طرحهای ملی کشورشان اثر گذار شده بودند.
پنجماً: خودشان دیگران را به سوءمدیریت و سوء استفاده از امکانات کشور ( به قول خودمان بیت المال) با استناد و منطق منطبق با جامعه شناسی کشورشان متهم می نمودند و بعضا تربیون داشتند.
ششم: اغلب در دلسوزی و شجاعت بیانی آنها تردیدی وجود نداشت.
هفتم: مخالفت شان با یک فرد و با یک طرح بیانگر لزوم تامل و تفکر در حالات آن فرد یا هوانمودن طرح بود.
هشتم: تمجیدشان از یک فرد یا جریان، موید لزوم توجه مثبت به آن فرد یا جریان بود.
نهم: امکان دسترسی به افراد صاحب نفوذ در وزارت خانه ها و مجلس را برای دور زدن مدیران میانی بدست آورده بودند.
دهم: در جوامع محلی نفوذ اجتماعی پیدا کرده بودند.
این افراد پس از چند سال کارسازی و کارپردازی به سختی و حتی تا حدودی شانسی لو رفتند. آنها جاسوسانCIA و البته مستقل از همدیگر بودند. بیچاره دستگاهای امنیتی کوبا و یوگسلاوی نهادهای دولتی و حتی مردم عادی (که با آدرس دهی غلط ایشان سالها گول خورده بودند) مدت‌ها طول کشید تا از شوک خارج شوند. چطور متوجه نشده بودند؟! اینها که آدمهای گردن برافراشته و دلسوزی بودند! خطاهای نظام را تشخیص و در رفع عیب کمک می کردند. اما واقعیت این بود که مهمترین آنها یک ماموریت ساده داشتند. در رسانه و بین مردم جا باز کنند، به عوامل قدرت دسترسی پیدا کنند، اعتماد حاکمیت را جلب کنند و نهایتا ماموریت نهایی شان تنها این بود که نگذارند آدم های کاردان کارشان را انجام دهند!! یعنی تلاش کنند افراد حل کننده مشکلات را خراب کنند و تخریب شخصیتی نمایند، آدمهای نالایق را به منصبی که قدرت انجام شان را ندارند بگمارند. نگذارند سیستم بورکراسی ضعیف و ناکارآمد اصلاح شود و مردم را از حاکمیت دور کنند. مردم با شنیدن خبرهای منفی مکرر و مستمر بمباران شوند. هر خبر خوشی با ده تا خبر منفی پوشانده شود. در این مرز و بوم به دور بر خود خود نگاه کنید. آیا الان در شرایط مشابهی قرار نداریم! آیا دهها شبکه ماهواره ای یا رادیویی بیست و چهار ساعته در حال تولید و بخش اخبار منفی نیستند.

آیا فضای مجازی تحت بمباران مستمر این اخبار منفی قرار ندارد. آیا خبر سقوط هواپیمای اکراینی 100 برابر خبر هواپیمای مسافربری ایرانی ساقط شده توسط آمریکا بازتاب نداشته است؟! تنها یک استاد دانشگاه فرصت استفاده از فرصت های عالی وزارت نیرو را از دست داد و واژه‌ی مافیای آب را اختراع کرد! زهر خودش را ریخت. چه ضربه کوبنده و ساده ای! الان بقال سر کوچه هم با کلمه مافیای آب آشناست! در حالیکه هزاران نفر شب و روز در تلاش اند که در شدیدترین خشکسالی ها مردم بی آب نمانند. فضا تحت واژه مافیای آب مسموم شده است. پس این همه تلاشگر چه میشوند؟! امسال در این خشکسالی شدید هزاران هکتار برنج در ایران «خصوصا استان‌های کشت برنج ممنوع» کاشته شده است! بقدری با ذهن و روح مردم در چاله ی «مافیای آب» بازی شده که بسیاری حق خود می‌دانند آب بیشتر مصرف کنند. «گردن کلفت ها بخورند ما نخوریم!» خود را به خواب نزنیم.

موساد و سی آی ای دو سرفصل ساده برای زمین زدن جامعه ایرانی و ایران داشته و دارند. یکی برخورد آشکار با زیر مجموعه ای از "هل دادن جهان غرب به سمت جنگ فیزیکی با ما، تحریم های شکننده، محاصره اقتصادی و امنیتی و...." و دیگری جنگ نرم با زیر مجموعه ای از "ناامیدسازی، جدایی حاکمیت و مردم، سیاه نمایی، تقویت احساسات تجزیه طلبانه، دانه پاشیدن برای جذب مغزها به خارج از کشور، بزرگ نمایی مشکلات، کوچک نمایی موفقیت ها، درگیر کردن جامعه و حاکمیت با مسائل حاشیه ای، تضعیف عرق ملی و مذهبی، تضعیف بنیان خانواده، اعتماد سوزی در جامعه و..." خوابی که برای ما دیده اند این است که ما در خواب باشیم. یعنی اگر با روش اول ایران تجزیه نشد با روش دوم، به نرمی و در مدت صدها تنش داخلی در ذهن و روح مردم باشد که مدام زجر بکشند و آسایش روحی و روانی را فراموش کنند. مثل کسی که چون زورش را نداری مدام با ناخن گیر و زنده زنده زجر کشش نمایی! آخر سر کم می آورد یا می‌میرد و یا تسلیم می‌شود! مراقب باشیم مطالبه‌گری حق شرعی، قانونی، عرفی، مدنی، و غیر قابل انکار شهروندان است. اما در چارچوب منطقی و اصولی. حاکمیت هم در همان چارچوب و با همان منطق مکلف به رفع مشکلات در حد توان و بضاعت خود است.

بدترین نوع مافیا همان مافیای خواب است. یعنی در دام عینک بدبینی افتادن و واقعیت ها را ندیدن! و یا بادانش و اشراف اطلاعاتی اندک از موضوعات، و اعتماد به نفس کاذب بیش از حد، منفی بینی و منفی بافی را توجیه کردن. این مثل زمینه سازی برای مرگ موجود زنده با ناخن گیر است. خیلی باید مراقب بود تا در این دام نیفتاد.

پدران و مادران و اجدادامان چند هزار سال تجربه حفظ این مرز و بوم را برای ما در قلب مان نگاشته اند. باید مراقب بود، بصیرت بخرج داد و دقت کرد که گول خبرهای منفی را به سادگی نخورد و فهمید دوست و دشمن واقعی در جامعه کیست تا اسیر مافیای واقعی، یعنی مافیای خواب نشویم.
https://kebnanews.ir/vdchq-nm-23nv-d.tft2.html
نام شما
آدرس ايميل شما

کتاب
زیبا و تاثیر گذار بود. آنچه از دل برآید ....لاجرم بر دل نشیند .
کاش نسل جوان و نوجوان ما به این باور برسند .
به امید آن روز .